مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
969
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1293 ] فصل [ هفتم ] : اندر حكّه « 1 » و خارش كه عارض رحم شود سبب او ، خلط حادّ صفراوى است يا مالح بورقى يا اكّال سوداوى . و باشد كه منى حدّت پذيرد و حكّه آرد . و استدلال بر نوعيت سبب به رنگ طمث توان كرد به وضع پنبه در فرج چنانچه در سيلان طمث گفته شد . و عدم استفراغ منى [ در ] زمانى طويل ، دليل قوى است بر حدّت او . و ديگر آثار كه به هر واحد مخصوص است پوشيده نيست . و بايد دانست كه خارش رحم گاه باشد كه به مثابهيى غالب شود كه قوت ساقط گردد . و خاصهء اين علت است كه از جماع سيرى حاصل نشود و هرچند بيشتر كنند شره [ يعنى حرص ] او زياده گردد . علاج : فصد كنند و به حسب سبب مسهل دهند و در جمله ، صندل و ماميثا با عصارهء لحية التيس و گشنيز سبز و خرفه و كاهو طلا كردن و روغن گل و بنفشه ماليدن سود دارد . و اين دوا در اين باب مجرب است : صفت : برگ پودينه ، پوست انار و عدس مقشر ، كوفته [ و ] آن را به مثلث يا شراب يا سركه آميزند و بجوشانند و به صوف بردارند . و آن را كه حدّت منى سبب باشد ، ادويهء مبرّدهء مرطبه كه اندكى تخدير داشته باشد و در باب مختصة الرجال در فصل كثرت شهوت ذكر يافته سود دارد . علاج حكّة القبل [ نيز ] همينسان كنند كه گفته شد .
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Itch ; prurigo .